لامرد قطب تعزیه جنوب کشور: آشنایی با گروه تعزیه خوانی علی بن ابیطالب (ع) تراکمه سفلی ( قلعه ملا ) لامرد

در راستای برگزاری سوگواره ملی تعزیه عاشورائیان در دهه سوم صفرالمظفر سال جاری در بیت العباس لامرد، تنی چند از متولیان تعزیه ابا عبدالله الحسین (ع) به قلم محمد هنرپیشه رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان لامرد به جامعه هنری فارس معرفی می شوند.

0 91

در راستای برگزاری سوگواره ملی تعزیه عاشورائیان در دهه سوم صفرالمظفر سال جاری در بیت العباس لامرد، تنی چندد از متولیان تعزیه ابا عبدالله الحسین (ع) به قلم محمد هنرپیشه رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان لامرد به جامعه هنری فارس معرفی می شوند.

در چهارمین شماره پای صحبت یکی دیگر از متولیان گردانندگان تعزیه در لامرد می نشینیم تا از عشق وافر شبیه خوانان و عزاداران حسینی به سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) بشنویم حرفهایی که قطعاً از عمق دل و جان آنان بر آمده و بر دل می نشیند.

معرفی : سید احمد احمدی فرزند حاج سید ابراهیم متولد 1333 که دارای تحصیلات چهارم نظام قدیم می باشد و در قلعه ملا  یا تراکمه سفلی در خانواده یکی از سادات ریشه دار و اصیل این منطقه تربیت یافته است.

وقتی از او در خصوص اولین نقشش در تعزیه پرسیدم او چنین گفت : 52 سال قبل زمانی که 7 ساله بئدم و اصلً سواد نداشته و تازه پا به مکتب گذاشته بودم نسخه حضرت سکینه را در مجلس تعزیه ورود به شام از حفظ خواندم و این نسخه را حجت الاسلام و المسلمین سید احمد موسوی ساکن پنگرویه به من تعلیم و آموزش داد . وی تعزیه و تاریخچه آن را در محله تراکمه سفلی چنین وصف می کند : تعزیه در این محله 150 سال قدمت دارد . 60 سال این مجلس تعزیه خوانی بصورت امروزی و در کل دهه محرم اجرا می شود ولی در قدیم به جهت اینکه باکمبود شدید نسخه خوان مواجه بودیم و افراد با سواد در جامعه آنروز کم بودند مجالس تعزیه خوانی به صورت دوره ای برگزار می شد یک مجلس تعزیه در روستای و مجلس بعدی در روستای دیگر اجرا می شد و قطعاً اجرای این مهم با سختیهای و مشکلات فراوانی همراه بود. پدرم سید ابراهیم و پدر بزرگم سید احمد و پدر بزرگ پدرم سید محمد باقر نیز تعزیه داشته و برگزاری تعزیه در خاندان ما موروثی است . امروز 80 درصد از نسخه خوانان مجالس تعزیه در این جا از اهالی محترم همین محله هستند که در این میان 8 نفر از نقش آفریننان از خانواده خود ، برادرو عمویم می باشند . این گروه تعزیه خوانی از حیث مکان بحمدالله هیچ مشکلی ندارد و زمینی به مساحت 6100 متر مربع برای این امر در اختیار داریم که میدانی خوب با قدرت مانور بالا برای اجرای صحنه های حماسی این واقعه تاریخی است . و امسال نیز با تلاش شبانه روزی جوانان هیئت تعزیه خوانی و خیرین جهت رفاه حال مستمعین و محبان اهل بیت، اقدام به ساخت سایه بان و سیمان کشی سکوهای تعزیه کردیم.

 نسخ تعزیه ما از اشعار مرحوم سید ابوالحسن شایق است و همه نسخه ها منظم است و حتی یک مطلب مجالس نیز به صورت نثر وجود ندارد .

وقتی از او در خصوص اینکه کدام نقش در تعزیه بیشتر او را متاثر می کند گفت : من هر نسخه را که می خوانم و نقش که ایفا می کنم متاثر می شوم و حال معنوی خوشی دارم فقط یک لحظه است که بشدت تحت تاثیر قرار می گیرم و های های گریه می کنم و آن لحظه ای است که در نقش اباالفضل (ع) هستم و دارم علم را جلو امام می گذارم و در حال رفتن به میدان هستم که اباالفضل می گوید : علم بگیر زدست من ای امام صبور که اوفتاد علمداریم به روز نشور – علم برای تو خوب است بر سرت باشد . وگرنه خاک به فرق برادرت باشد – غمگین مباش که من می روم تو بی یاری . که آه تشنه لبانت کند علمداری.

 وی از حال و هوای تعزیه و ویژگیهای آن در قدیم الایام چنین سخن راند : دو مانده به محرم جنب و جوش خاصی ایجاد می شد عده ای با توجه به نبود امکانات تکثیر و کپی مشغول بازنویسی نسخه های تعزیه می شدند ، عده ای لباسهای تعزیه خوانان را می شستند و جمعی دیگر ظروف آماده شده را آب کشی و شستشو می داند . برخی محل تعزیه را جارو می کردند لباسها توسط مدیران مجالس اهدا می شد و کسانی که یکسال اسبها ی تعزیه را آب و نان داده بودند آنان را آماده تحویل به میدان تعزیه می کردند و بزرگان محل در برنامه ریزیهای کلان شرکت کرد ، و در یک کلام کوچک و بزرگ و زن و مرد همه شن هم تلاش می کردند تا مجالس سوگواری سید الشهدا به نحو احسن برگزار گردد.

او از خصوصیات مرحوم پدرش نیز گفت و اظهار داشت به یکی از خصوصیات بانی مجالس ابا عبدالله در این محله ساده زیستی ، مردم داری، و احترام به آحاد مردم تواضع و فروتنی دانست و گفت ، پدرم همیشه سفارش می کردند که در عزای امام حسین (ع) عامه مردم را دخیل کنید .

وی گفت در سفری که پدرم با جمعی از مردم در سفر گراش  برای آوردن شکر و کاه رفته بودند و یکی از اشرار نیز در کاروان آنان بود وقتی از مسیر برگشت از گراش در اَرد استراحت می کردند ژاندارمری وقت با آن شرور درگیر می شود و او را از بین می برد و سروان موسوی اسلحه به پشت مرحوم آقایمان می گذارد . که او را بکشد . پدرم وِردی می خواند و به ابوالفضل عباس (ع) متوسل میشود. ناخوداگاه از مرگ حتمی نجات می یابد و پدرم از آن موقع نذر می کند و با خود عهد می بند که مجلس عزای سید الشهدا را برپا نماید و قطع نکند . ( در موقع نقل این رخ داد متولی تعزیه بغضش ترکید و بلند بلند گریه کرد )

او گفتگو را چنین ادامه داد : سالی بر ما گذشت که قطعی گرفت و دستمان خالی بود به پدرم گفتم حال که چنین است ما اجباری نداریم که حتماً مجلس برگزار کنیم، ایشان با عصبانیت خطاب به من گفت : راجع به مخارج تعزیه با من سخن نگو، یک کمد کوچکی است درب آنرا باز می کنیم و مشکل هزینه ها با این قلک کوچک حل می شود ایشان از بلاهایی که قبل تصمیم به عدم برگزاری تعزیه به سرشان آمده و نیز خاطرات فراوانی گفت که در این مقال جای بیان نیست وی در خصوص کرامات تعزیه گفت : اگر مردم کرامات تعزیه را با چشم ندیده بودند نذورات خود را تکرار و استمرار نمی دادند .

او از مسوولین نیز خواست که از تعزیه داران حمایت معنوی کنند و با شرکت در اینگونه مجالس ضمن کسب فیض از مجلس سیدالشهدا باعث دلگرمی دست اندارکاران باشند و حداقل یک همایش بزرگداشت برای سرایندگان اشعار تعزیه مرحوم راغب و شایق برگزار نمایند.

در پایان به روح بلند و ملکوتی شهدای ذاکر این گروه تعزیه خوانی شهیدان قنبر اسدپور ، محمد شعبانی ، محمود قادری ، جعفر زمانی ، سید حسین هاشمی ، ابوطالب غفاری و مصطفی امیری و سرایندگان این اشعار ناب دینی مرحوم راغب و شایق درود می فرستیم و یاد و خاطره 45 نفر از نسخه خوانان و خادمان این مجلس سید الشهدا که دو نفر از آنها پسرانم : وحید و سعید احمدی می باشند را گرامی داشته و از خداوند بزرگ برای آنان طلب غفران و مغفرت الهی دارم . از عموم عاشقان و محبان اهل بیت عصمت و طهارت که با حضور خود مجلس سید الشهدا را شوری دیگر می بخشند و از همه نقش آفرینان و خادمان این مجالس بی ریا تقدیر و تشکر دارم .انشاءالله که صاحب این مجالس اجر و پاداش آنان را عنایت فرماید

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هجده + شش =